سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
188
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
اين باور بودم كه پس از درگذشت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم همهء مردم جز على و پيروانش هلاك شدهاند . گفتم : اى ابو سعيد ! ابو بكر و عمر هم ؟ گفت : آرى ! گفتم : آن روايت چيست اى ابو سعيد ؟ گفت : « سخن حذيفه كه : « گروهى نجات يابند و پيروانشان هلاك شوند » گفته شد : چنين چيزى چگونه ممكن است اى حذيفه ؟ ! گفت : گروهى كه داراى سوابقى در اسلام بودند و بعد كارهاى ناروا و بدعتهايى پديد آوردند و گروهى كه داراى سوابقى نبودند و از كارهاى نارواى آنان پيروى كردند ، گروه اول به خاطر سوابقشان در اسلام نجات يافتند و گروه دوم به خاطر پيروى از بدعتهاىشان هلاك گرديدند . و فرمودهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به عمر هنگامى كه از حضرتش در مورد كشتن حاطب بن ابى بلتعه اجازه مىخواست ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : « تو چه مىدانى اى عمر ! شايد خداوند بر گروهى از مجاهدان بدر نظر خاصى داشته باشد و فرشتگانش را گواه گرفته باشد كه : من آنان را آمرزيدهام هر چه مىخواهند بكنند » ( ! ! ) و حديث جابر بن عبد اللَّه انصارى كه گفت : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از دو موجب ياد كرد ، اصحاب گفتند : اى رسول خدا ! منظور از دو موجب چيست ؟ فرمود : « هر كس خدا را ملاقات كند و به او شرك نورزيده باشد به بهشت درآيد و هر كس به او شرك ورزيده باشد به دوزخ درآيد » . من براى ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير اميد نجات و رستگارى ندارم » . گفتم : آيا اگر خلافت از سوى خدا و رسولش فقط از آن على عليه السّلام مىبود و نه آنان ، باز هم بدكارى ابو بكر را مانند بدكارى عثمان و طلحه و زبير مىدانستى ؟ گفت : « اى نادان ! نگو « اگر مىبود » ، به خدا سوگند ! خلافت از آن على است نه آنان ، و چگونه خلافت از آن على پس از اين چهار خصلت نباشد ؟ در اين باره راويان ثقهاى مرا از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم احاديث بسيارى حديث كردهاند كه نمىشود شمرد » . گفتم : اين چهار خصلت چيست ؟